برای قضاوت در مورد موفقیت خودت ببین چه بدست آورده ای و در قبال آن چه از دست داده ای
دیشب پریشبا میخواستم بیام یه کم حرف بزنم اما نشد خب الان که شد بیام ولی دیگه حرفی ندارم درضمن لازم نکرده کسی به فکر من باشه یعنی به کسی ربطی نداره ........ این مدرسه از روزی که باز شده برام درد سر درست کرده...من نمیدونم کی میخواد تموم شه... خب راستش حرفی نداشتم الآن...همینجوری اومدم محض اینکه صحنه خالی نباشه من تواین لحظه همینجا ثبت میکنم که قراره در آینده ای نه چندان دور یه کارایی بکنم خب دیگه من برم آره دیگه گذشت....یک تابستون دیگه هم گذشت یه تابستون مهم گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد راستی نماز روزه هاتون قبول مدرسه ها باز شد دیگه به سلامتی این سال آخر مدرشه رفتنه دوستااااااااااام مدرسمون معلمااااااا کلاساااا نمازخونه جدیییییییید آجر فرقون واقعا حیفه گذشتان از این سوژه ها و دیگه بر نگشتن... حالا ولش من خوبم تو خوبی؟یعنی جدی جدی پیش دانشگاهیم الان؟جون توووووووووو راس میگی؟نه بابا ندید بدید خودتی ایش آخه شیرین میگی آپ نکردی خب چی بگم الآن آهااااااااااااااااااا نه نمیدونم آهااااااااااااااااااااااااا نه هیچی آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااا شوخی بود خب دیگه سال تحصیلی جدید رو به همه هم وطنان عزیز این مرز و بوم و تمامی دست اندر کاران برنامه و به تمامی خانواده ها و بینندگان عزیز و به تمامی دوستان و فامیلهای نزدیک اینجانب و به تمامی آشنایان و به تمامی کودکان و بزرگان و سالخوردگان و جوانان این سرزمین و به خودم تبریک میگم امیدوارم که سالی پر از خیر و برکت...اینا ماله عید بود نه؟ببخشید آها درس بخونین آفرین بچه های گل من گلم تو منگلی با هم میشیم گل منگولی ..... ای جااااااااااان آقا ما بریم دیگه شرمنده هی تو...خدافظ![]()
![]()
![]()
وااااااااااای مدرسه![]()
![]()
![]()
![]()

بازم سلام
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت
18:35 توسط SIGMA| |
بازم یه تابستون دیگه مثل همه تابستونا اومد و رفت و هیچ اتفاقی نیفتاد...هیچ کدوم از اون اتفاقایی که تابستونای قبل فکر میکردم این تابستون میفتن و منتظرشون بودم
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت
11:32 توسط SIGMA| |

